چهارشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۵
عادت مشابه سازمان های ناکارآمد یا نظام اداری ما چه می خواهد؟
بعد از تغييرات كوچك و بزرگ سياسي در كشورهايي مثل كشور ما به لحظه هايي مي رسيم كه سوالات اساسي در خصوص چيستي و چرايي سازمان برايمان ايجاد مي شود. بسياري از سازمان ها به ظاهر سرپا ديده مي شوند. اما نه تنها عملا پيشرفتي در جريان كار سازمان مشاهده نمي شود بلكه فشارهاي روحي، اقتصادي و اداري بسياري بر دوش عناصر سازمان مشاهده مي شود. ارتباطات در اين سازمان ها غالبا دچار مشكلات عديده اي است. ماهيت بسياري از سازمان ها اساسا زير سوال مي رود. سازمان هايي جديد بدون آينده نگري و تهيه زير ساخت هاي لازم به وجود مي آيند و سازمان هاي بسياري نابود مي شوند بي آن كه به اين پرسش كه " فعاليت هاي اين سازمان چگونه و توسط چه سازماني پي گيري خواهد شد؟ آيا اساسا وجود چنين سازماني از ابتدا خارج از قاعده نيازسنجي تشكيل شده است؟ آيا فعاليت هاي آن بخشي از نياز هاي جامعه نيست؟و ..." پاسخي درخور داده شود. سازمان هايي نيز بدون برنامه ريزي و تحقيق ادغام مي شوند. يا بخشي از فعاليت ها جا به جا مي شوند. نفس اين تغييرات الزاما مي تواند منفي نباشد. اما پرسش مهم اين است چرا سازمان ها ما هيچ گاه در پس هيچ تغييري روندي مثبت را طي نمي كنند. وجوه مشترك سازمان هاي ما چيست؟ كه دردهاي اكثر آن ها تا اين حد به هم ديگر شبيه است. آيا سيستم مديريتي در نظام اداري ما و در راس سازمان ها داراي بيماري خاصي نيست. ذيلا به " حداقل "14 عادت مشابه سازمان هاي ناكارآمد اشاره مي شود. 7 عادت قرمز برگرفته از نوشته اي است با عنوان 7 عادت مشابه شركت هاي ناكارآمد نوشته ديويد لنارد ترجمه توفيق وحيدي آذر در نشريه مديريت شماره 112-111 كه با تلخيص و تغيير آورده شده است. عادات آبي از اينجانب مي باشد.
سازمان های "بله قربان" يا هر چه شما بفرماييد.
مديران در اين سازمان ها جز به كلمه بله قربان عادت نكرده اند. مفهوم كار كارشناسي "هر چه شما بفرماييد" است.
سازمان هایی که به جای "ماهیت به ظاهر" می اندیشند
براي يك تصميم گيري مهم يك دقيقه وقت صرف مي شود و براي تدارك يك نامه، گزارش يا سخنراني هفته ها بحث مي شود. تصميم گيري در خصوص رنگ ميز، اندازه سالن، يا نحوه سفارش يك دسته گل و محل قرارگيري آن و نور ... بسيار حياتي تر از طراحي استراتژي هاي سازمان است.
سازمان هایی که مدیران آن خود را در نقش "معلم ادبیات" جای می کنند
فارغ از محتواي گزارش تصحيح ديكته و خط كشيدن زير عبارات و جملات با اين هدف كه اشتباهات انشايي را به نمايش بگذارد مهم تر است. مهم نيست چه كار كرده ايد مهم اين است كه در ابتداي نامه عبارت "احتراما" "با احترام " نوشته شده است.
سازمان هایی که شعار می دهند "من گروه های کاری بزرگ" را دوست دارم يا به نظر همه احترام مي گذارم.
براي نحوه توزيع يا سرو چاي يك جلسه با حضور همه پرسنل سازمان تشكيل خواهد شد.
سازمان هایی که می گویند همه چیز باید به "نفع من" باشد
آيا تصميم اتخاذ شده باعث سودي مادي يا اداري براي من خواهد شد. در صورتيكه جواب بله باشد اين تصميم در راستاي منافع سازمان است. مهم اين است كه "من" بتوانم با آن براي خود اعتباري بيش تر كسب كنم. مثلا پست بالاتر در آينده يا خوش خدمتي با مافوق.
سازمان هایی با دیدگاه "من یک مهندس هستم"
نه تنها نتيجه اطلاعات و گزارش ها را مي خواهم بلكه تمام داده هايي كه منجر به چنين تصميمي شده است را براي من بياوريد. به جاي يك صفحه براي تصميم گيري هزاران صفحه براي تصميم گيري.
سازمان هایی که می گویند "هیچ کس به ما چیزی نگوید"
هيچ كس به اندازه من در راه تعالي سازماني تلاش نمي كند و صلاح ملك خويش خسروان دانند. هر گونه دخالتي فضولي توسط عده اي نادان است.
سازمان هایی که به جای "تغییرات از بالا به پایین" برای تغییر فشار می آورند
اشكال از نظام برنامه ريزي و خطا در تعيين صحيح استراتژي ها است. اما براي پاسخ به اين سوال كه چرا سازمان كاميابي موثري در رسيدن به اهداف خود ندارد بايد از تغيير نگهبان درب سازمان تا مديريت هاي رده هاي مياني شروع كرد.
سازمان هایی که به جای "تمرکز بر برنامه ها به تغییر مدیران غیر وابسته" فکر می کنند
آيا نيروهاي موجود توان اجراي برنامه ها را دارند. روند اجراي برنامه چيست؟ در صورت اشكال در برنامه بايد كساني تغيير يابند كه همراه با مدير ارشد به جاي نقد برنامه به نقد افراد نمي پردازند.
سازمان هایی که به جای "استراتژی، اهداف ، خط مشی ها و برنامه های کلان کاری سازمان به کلیات می پردازند و هیچ گاه برنامه های آن ها عملیاتی" نمی شود
به جاي استراتژي و اين كه بايد سازمان در افقي خاص به چه نتايجي برسد در سخنراني هاي هر ساعته از ما مي خواهيم... و ما ... استفاده مي گردد. شعار به جاي استراتژي
سازمان هایی که به جای "گزارش عملکرد جزوه های رنگی صحافی شده" حاوی تکرار شعارهای انتخاباتی تحویل می دهند
مهم نيست چه كار مي كنيم و كرده ايم مهم اين است كه زرق و برق گزارش صحافي شده چشم مديران مافوق را بگيرد.
سازمان هایی که "مدیران ارشد همیشه کارتابلی پر از کارهای انجام نشده به جای کارهای برنامه ریزی شده هر روزه برای بردن به خانه" دارند
آن قدر سرم شلوغ است كه نمي توانم به كارهاي سازمان برسم.!!! به همين دليل كارها را به منزل مي برم تا در منزل به جاي رسيدگي به امور خانواده به امور سازمان برسم.
سازمان هایی که به جای "جلسات کاری تخصصی در سطوح کارشناسی جلسات سطوح بالای مدیریتی برای تعریف از خود" تشکیل می دهند.
نيازي به تصميم كارشناسان نيست. بگوييد اين كار را بكنند.... فرياد احسنت ... احسنت .. چه تصميم قاطعي از سوي معاونان و مشاوران..
سازمان هایی که مدام "اشکالات کار خود را به گذشته نسبت" می دهند.
قربان سيستم درست كار نمي كند... لعنتي ها ... تمام مدت خوردند و خوابيدند و اين سيستم معيوب و بيمار براي ما ارثيه گذاشته اند... همه اين اتفاقات تقصير آن ها است... از دست ما هم كاري بر نمي آيد.
سازمان هايي كه به جاي "فكر به فردا و زندگي در امروز به امروز فكر و در گذشته زندگي" مي كنند.
ما چه بوده ايم. چه كرده ايم. به جاي چه كار خواهيم كرد و به كجا خواهيم رسيد در گزارش ها و اعلام برنامه هاي سازمان بيداد مي كند.
شنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۵
اخلاق در سرزمین اخلاق محمدی
1) گاهی با خود حکایت کسی را مرور می کنم که در حضور امیرالمومنین علی (ع)خلیفه مسلمین انگشت اتهام به سوی همسر خود دراز کرده و شهادت می داد که شاهد خلاف شرع او بوده است. و علی عرق شرم بر روی روی از او می تافت. و این قصه چند بار تکرار شد و الخ ...
2) بیایید با نگاه غیر دینی به موضوع نگاه کنیم. ادبیات شبنامه پراکنی از کجا شروع شد؟ تهیه بولتن های آن چنانی که به کرات صحبت از نشر و پخش آن در نشریات شده است کار چه کسانی است؟ چه کسانی از آن اطلاع داشته اند؟ و چه کسانی از شیوع اخلاق شبنامه ای خوشحال و قند در دل بوده اند؟ ادبیات رسوا گری و افشاگری چگونه بخش بزرگی از سیستم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ما را فراگرفته است؟ بی آن که مصادیق واقعی آن متنبه به تنبیه قانونی و قضایی شده باشند و مصادیق کذب و افترا نیز اعاده حیثیت؟ چه کسانی این کالای مشتری پسند را تولید کرده اند؟ چه کسانی با چه رویکر اقتصادی بذر نیاز به این کالای بی مشتری را پاشیده و مشتری دارش کرده اند؟
3) بار اول که فیلمی از این و عکسی از آن توزیع شد؟ چه کسانی از سوراخ گشاد شیپور دمیدند و با دامن زدن به شایعات و زدن آتش بر ریشه دودمان مخالفان و حریفان جشن و پایکوبی کردند؟ مقصران چه شدند؟ چگونه ریشه این بی اخلاقی ها خشکانده شد؟ آیا به نظر نمی رسد کالایی در این سرزمین تولید و عده ای در صدد مشتری یابی و فروش آن به حیل مختلفند؟ شباهتی بین پیاز فروشی در مکه ندارد؟ روزی از عروسی برادر این مجری روزی از جشن تولد دانشجویی در خوابگاه، روزی از روابط خانوادگی این واعظ و روزی هم به واقع یا ناواقع از روابط خصوصی آن دیگری و از سیاست مدار و والی و حاکم تا رعیت بی پشتوانه ...
4) بیایید فرض کنید بر حسب احتمالات روزی هم قرعه به نام ما باشد. نارفیقی با حربه سوء استفاده و حقه و ریب امین ناموس خانوادگی و محرم شمرده شود. مخالفی در پی سندی مشتری پسند در جامعه از ما باشد. رقیبی در صدد رقابت ناجوانمردانه با ما باشد. با دیدن صحنه های زندگی خانوادگی، ناموسی و شخصی خود به چه احوالی دچار خواهیم شد.
5) تا این کالا مشتری دارد امنیت روانی برای هیچ کس وجود نخواهد داشت؟ شتری است این بی آبرویی که ظاهرا تا درب منزل ما ننشیند آن را باور نخواهیم کرد. بیایید مزرعه پررونق این بی اخلاقی به همت اخلاق بخشکانیم و دکان این دکان داران را بی مشتری کنیم. مبادا روزی که نوبت ما شد دست تغابن بر زانو زده و خاکستر نکبت بر بپاشیم و وا اخلاقا و وا دینا سر دهیم. به هوش باشیم متع بی اخلاقی در هیئت و لباسی عامه پسند عرضه می شود و چه بسا گاها با نقطه ضعف عوام یعنی با صبغه دینی که این از اکابر گناهان کبیره است...
6) وای بر بی اخلاقان که روز قیامت از شفاعت همه دور خواهند بود. بیاید باد نکاریم و توفان درو نکنیم ...
سهشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۵
نگاه و كتابداري
نگاه درون متني نوعي از نگاه است كه بافت اصلي اين حوزه علمي را مي بيند. ساختارها، نظريه ها، و اجزاي متشكله رشته، منظور اصلي و رويكردي اين نوع از نگاه است. با اين نوع نگاه پژوهشگران اين حوزه به توليد -عمدتا- تحقيقاتي مي پردازند كه مي توان آن ها را پژوهش هاي محض ناميد . در اين نوع از نگاه دايره ديد نسبتا كوتاه و ديوار هاي پيرامون آن بلند هستند. مبناي تئوريك توليدات علمي در اين نوع نگاه بر پايه چيستي موضوع بما هو موضوع مي چرخد. پژوهش گران در اين نگاه دايما در حال فلسفيدن و توليد خرد ناب موضوعي بوده و جنبه هاي اثباتي و سلبي مولفه هاي فكري بازتوليدي خود را تفسير مي كنند.
نگاه پيرامتني خود واجد دو جنبه ارگانيك مي باشد. نگاه پيرامتني مستقيم و نگاه پيرامتني وابسته. در نگاه پيرامتني مستقيم پژوهشگر موضوعي از متن به حاشيه مي رود. انگاره اصلي كاربر نهايي است. و مساله چگونگي انطباق مباني و سازندهاي رشته با نيازهاي كاربران است. و حل آن از طريق روش هاي حل مساله علمي منجر به شيوه ها و ابزارهاي كمك به جست و جو گران و كاربران مي شود. در نوع دوم يا نگاه پيرامتني وابسته حركت از طرف حوزه هاي بيناموضوعي يا اينترديسيپليناري ها به سمت موضوع است. يعني ساير حوزه ها سعي در انطباق بخشي به مباني و سازندهاي رشته خود با اين رشته دارند. اين فرايند نقطه بنياني عقد نطفه يك بينارشته اي است. با اين جريان است كه در صورت تعميق، توليد فكر و پژوهش هاب كافي و وافي يك بينا رشته اي متولد مي شود.
ادامه دارد...
شنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۵
چند چشمه از الهكامپ: تي شرت، ليوان و نايلكس
چشمه يك:
الهكامپ امسال هم به سلامتي برگزار شد. ...
مقابل غرفه اچ پي ايستاده ام و سوالاتي راجع به سرورهاي پك در ذهنم وجود دارد. در حالي كه آن ها را مرور مي كنم به دنبال كسي مي گردم كه پاسخي به سوالاتم بدهد. هم زمان التماس هاي يك خانم ميان سال توجهم را جلب مي كند.
: آقا تورو خدا يه دونه ديگه بديد براي پسرم مي خوام
: متاسفم خانم تموم شد
: به خدا براي پسرم مي خواهم
: مي دونم خانوم ولي لطفا اصرار نكنيد اين تي شرت ها تبليغاتي است براي همكاراان و متخصصان است.
: به خدا من با اون خانوم نبودم. اون جدا بود. من براي پسرم مي خوام.
: خانم اصرار نكنيد بنده را در معذوريت قرار مي دهيد. تي شرت تمام شد.
: آقا تورو خدا براي پسرم مي خوام .
: آه ...
سپس در حالي كه زير لب غر مي زد از مقابل خانوم درخواست كننده دور شد.
سلام آقا يه سوالي درخصوص گارانتي سرورهاي پك اچ داشتم
: به سايت اچ پي مراجعه كنيد.
:ميشه لطفا مشخصات فني اين سرور را به ما بدهيد. براي ...
: در سايت هست.
...
مقايسه مي كنم چند دقيقه وقت براي ندادن تي شرت و چند ثانيه وقت براي ندادن توضيح فني در خصوص كار اصلي به مراجعه كننده گان حرفه اي.
چشمه دو:
: جناب با عرض خسته نباشيد ميشه لطفا در خصوص ماژول هاي حرفه اي و خاصي كه شما در پورتالتون كار كرديد توضيحاتي به ما بدهيد. البته ماژول هاي عمومي مثل اخبار، عكس، اچ تي ام ال، مديريت كاربران و اين گون مواردو نمي خواهيم.
: بفرماييد ( يك نايلكس ... داخل آن يك خودكار تبليغاتي و يك برگه يا بروشور تبليغاتي )
: جناب اين مواردو توي تراكت بزرگي كه مقابل غرفه گذاشتيد خوانده و ديده ام. مي خواهم اطلاعات فني راجع به سورس و نحوه كاركرد اتوماسيون اداري مورد ادعا در پورتالتون بدونم.
: آدرس سايت داخل نايلكس هست. سر بزنيد همه چيز نوشته شده است.
: دمو نداريد ..
: بفرماييد آقا ... شما ... بله .. بفرماييد
ديگه از كادر خارج شديم.
چشمه سه:
: جواد برو اون غرفه ماگ مي ده
: عجب آلبالو شفته اي هستي چه طور مخشو تليت كردي
: برو ..يارو باحاله بگي بهت مي ده...
: بچه ها وايستين من برم يه ماگ صاحاب شم بيام. مگه از جواد شفته كم ترم...
چشمه چهار
- پورتال، اي آر پي، نرم افزار اداري مالي ...
- اتوماسيون اداري نرم افزار پرسنلي، حقوق و دستمزد...
- گزارش ساز، فرم ساز، پورتال ساز، ام آي اس ...
- مديريت كيفيفت، زنجيره تامين، ارتباط با مشتريان ...
- يو پي اس، پيل خشك و تر ...
- سرورهاي پك، رك و سوييچ و روتر ....
- ...
وقتي دقت مي كنم به نوعي انگار همه آمده اند كه شركت ها، سلزمان ها و موسسات دولتي از آن ها خريد كنند. انگار جايي براي بخش خصوصي و عمومي ديده نشده است. قيمت ها گران است. بخش دولتي را حسابي تحويل مي گيرند. به خصوص اگر كت و شلواري و چند نفر خدم و حشمي و ... يا تداركاتچي يه شركتك دولتي حتي ...
چشمه پنج:
: ميشه لطفا جاهاي مهمي كه نصب كرديد رو به ما معرفي كنيد
: بله حتما
ايران خودرو، سازمان كشتيراني، وزارت فلان، وزارت بهمان
ميشه لطفا ...
ايران خودرو، سازمان كشتيراني، وزارت فلان، وزارت بهمان
ميشه لطفا ...
ايران خودرو، سازمان كشتيراني، وزارت فلان، وزارت بهمان
ميشه لطفا ...
ايران خودرو، سازمان كشتيراني، وزارت فلان، وزارت بهمان
...
نام مشتريان همه جا يكسان به گوش مي خورد. جل الخالق يا اينها خيلي اهل آي تي هستند يا ...
چشمه پنج:
غرفه آرايي ها دو نوع است. شيك و اعياني و سه در چهار. بعضي ها نصف يك سالن را اشغال كرده اند. بعضي ها هم يك صندلي. بعضي ها رنگ و نور و دكور بعضي ها هم يك برگ كاغذ آ 4 سياه شده.
چشمه شش:
دنبال كارهاي سخت افزاري و نرم افزاري اصيل ايراني مي گردم. نام هايي چون آمريكا، چين، ژاپن، تايوان، آلمان و ... زياد به گوشم مي خورد. گارانتي دوبي ... اپن سورس ... كاستمايز شده ...
چشمه هفت:
براي زندگي در دهكده جهاني ابزارهاي جهاني و تفكر جهاني لازم است. هيچ وقت براي شروع دير نيست. بومي سازي آي تي كمك شاياني به تفكر ايراني در حوزه آي تي خواهد كرد. نگاه و رويكرد به بازار بالقوه هفتاد ميليوني ايران و هفت ميلياردي جهان مي تواند راهگشاي بسياري از دغدغه هاي بيزنسي باشد. دولت نه تنها بازرگان خوبي نيست حتي به نظر من خريدار خوبي هم نيست. دندان طمع انتظار از بخش دولتي را براي خريدهاي كلان بايد كند. دولت بايستي سياست گذار باشد. حتي كمك مالي، فكري، قانوني و حقوقي، فني و ... بكند. ديگران برايش كار كنند. اگر مي خواهيم وضع اله و كامپمان از اين بهتر باشد نياز به كارهاي بسياري است و اولين مرحله آن روي پاي خود ايستادن و دل كندن از تفكر دولتي ... باي نحو كان ...
دوشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۸۵
تونل رسالت افتتاح شد. ذهن من منفجر...
بالاخره بعد از سال ها انتظار چشممان به جمال نوراني تونل رسالت منور شد. هميشه پيش خودم فكر
مي كردم هزار و هشتصد متر تونل در دل شهر تهران بسيار ديدني و جالب خواهد بود. ياد تونل هاي جاده چالوس يا راه آهن تهران اهواز مي افتادم. فكر اين كه در چند دقيقه از شرق تهران به غرب بروم بسيار لذت بخش بود. ده سال انتظار ... هزار و هشتصد متر تونل .... چند دقيقه راه به جاي چند ساعت. اصلا تصور اين كه با خودرو مجبور به تردد در بزرگراه همت نباشي خود لذت بخش است چه رسد به سرعت و رواني و ...اوووه.
***
ذهنيت دوم
كرباسچي شهردار سابق تهران بعد از افتتتاح تونل در يك نگاه انتقادي گفت: به جاي هياهو براي افتتاح تونل رسالت دلايل توجيهي براي تاخير و هزينه هاي اقتصادي بالاي آن بيابيد. تونلي كه بنا بوده از سال هفتاد و پنج يعني زمان شروع پروژه در عرض سه سال با هزينه اي حدود ده ميليارد تومان افتتاح شود در مدت زماني حدود 10 سال و با هزينه اي بالغ بر 60 ميليارد تومان افتتاح شد. ( نقل به مضمون)
***
ذهنيت سوم
روز اول افتتاح صبح علي الطلوع – ساعت شش و بيست دقيقه صبح - با هيجاني كودكانه كه شب هاي سال تحويل براي عيد شدن و پوشيدن لياس نو داشتيم از خواب برخواستم و استارت ... رفتم و رفتم تا رسيدم به تونل ... كمي سردرگمي تا مسير را پيدا كنمو بالاخره رسيده نرسيده تونل تمام شد. اصلا مزه نداشت. چرا اين قدر زود تمام شد مگر 1800 متر تونل نبود. تا به خودم بيايم خروجي خودم را هم پيدا نكردم و مجبور شد از راستگرد شيخ فضل الله وارد و از طريق آل احمد به شريان چمران بپيوندم. اصلا نشد. بايد بعدازظهر دوباره بروم تا مزه بدهد.
***
ذهنيت چهارم
حدود ساعت پنج بعد از ظهر از طريق چمرام به حكيم و ... سپس تونل رسالت... چه اتفاقي افتاده .. ازدحام خودروها ... ترافيك!!! باورم نمي شود. نزديك به بيست دقيقه تا نيم ساعت از اول تونل تا مقابل مترو مصلي يعني مسافتي حدود دو هزار متر در نيم ساعت.
***
ذهنيت پنجم
فرصت خوبي بود تا تونل را برانداز كنم. و كيف ببرم. روشنايي ها خوب است. صداي تهويه ها روي اعصاب راه مي رود. البته خوب هم عمل مي كند. فضا سازي خيلي خشك و عبوس و سيماني نيست. اما به نظر تونل 1800 متري هم نمي رسد. يعني فضاي تونل كم تر از اين مقدار به نظر مي رسد. احتمالا با احتساب تمام بخش هاي تونل و غير تونل محاسبه شده است. در بعضي قسمت ها فاصله سقف تونل تا كف زمين از بالا كمتر از 10 متر به نظر مي رسد يعني چيزي بين 5 تا 10 متر. از خودم مي پرسم براي چنين ارتفاعي نياز به تونل سازي مي بود. ( پرسشي كه متخصصان بايستي به آن پاسخ گويند) آيا نمي شد كه بزرگراه معمولي بسازيم.
***
ذهنيت ششم
فردا ( يعني امروز ) با خوشحالي از همكاران سرويس مي پرسم كه از تونل مي رويم . با تعجب مي گويند نه. ديروز رفتيم و در ترافيك مانديم راننده از شدت عصبانيت مي خواست ما را بخورد. اگر جرات داري خودت بگو. ضمنا مگر شما رفته اي . گفتم بله ديروز با خودرو خودم رفتم. بعدازظر ترافيك وحشتناكي بود ...
***
ذهنيت هفتم
از همت طي طريق مي كنيم . به نسبت چيزي حدود بيست درصد ترافيك روان تر از گذشته شده است. به تونل رسالت فكر مي كنم. سوالي برايم دوباره ايجاد مي شود. فرض كنيم كه تونل ترافيك را بهتر و روان تر كرده باشد. آيا براي ترافيك مقابل مترو ( حتي با آن ديوار و نرده كشي ) فكري كرده ايم . آن هم اگر مهم نباشد ... در ادامه مسير حدود يك كيلومتر جلوتر پل سيدخندان و ترافيك هميشگي آن تا راستگرد بني هاشم چه؟ اگر بخشي از ترافيك همت به رسالت منتقل شود براي پل و ترافيك هاي هميشگي اش چه مي توان كرد.
***
شنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۵
خودتان قضاوت كنيد: برندگان ايراني چغندر طلايي
خبرگزارىM.A.D که براى مجلهاى به همين نام در آمريکا خبر تهيه مىکند، توسط نويسندگان خود در جامجهانى تيم منتخبى از بازيکنان که نمايش جالب توجهى نداشتهاند انتخاب کرده و براى اين تيم جامى به شکل چغندر در نظر گرفته که نام آن را چغندر طلايى نهادهاند.در واقع اين تيم منتخب به عوض جامجهاني، جام چغندر طلايى را فتح کرده است.اين خبرگزارى در پى انتخاب هر بازيکن در پست خود دليل يا دلايل انتخاب خود را نيز درج کرده است:اعضاى تيم فاتح چغندر طلايىدروازهبانيوريچ (صربستان): به عنوان تنها دروازهبان در جامجهانى که در يک مسابقه 6 گل دريافت کرده است (برابر آرژانتين).مدافع راستاستيو چرندولو (شماره 6 آمريکا) تنها مدافعى که از جناح او 5 گل دريافت شد، طى سه مسابقه.مدافعان ميانىداريو سيميچ (شماره 7 کرواسي) تنها مدافعى که در يک مسابقه (برابر استراليا) 3 کارت زرد دريافت کرد و از حيث تعداد خطاهاى مرتکب شده هم مقام اول را به دست آورد.حمد المنتشرى (شماره 4 عربستان) که طى 3 مسابقه فقط يکبار توانست روى سر حريفان توپ را با ضربه سر دور کند.مدافع چپ: محمد نصرتى (شماره 20 ايران) بهعنوان تنها دفاع چپى که در تمام دفعاتى که صاحب توپ شد، فقط 5 درصد از پاى چپ استفاده کرد.بازيکنان ميانىنوچى (شماره 20 تونس) هافبکى که 90درصد از دفعات به عقب پاس داد.رومائو (شماره 15 توگو) که 63درصد از دفعاتى که پا به توپ شد به زمين خورد.کالانگا (شماره 17 آنگولا) تنها هافبکى که دريک نيمه از مسابقه حتى يک پاس هم نداد!سولى (شماره 8 کاستاريکا) که قرار بود مغز متفکر تيم خود باشد اما در عرض تنها هافبک جامجهانى بود که پاسهاى او هيچوقت خطراتى را روى دروازه حريف ايجاد نکرد.مهاجمينعلى دايى (شماره 10 ايران) تنها مهاجمى که بيشتر از 80درصد از توپهاى او به حريف رسيد و تنها بازيکن بلندتر از 90/1 که ضربات سر او به تعداد انگشتان يکدست هم نرسيد.وين رونى (شماره 9 انگلستان) يکى از بىخطرترين بازيکنان در خط حمله که گلى هم به ثمر نرساند و با يک اخراج بىموقع برابر پرتغال تيمش را نابود کرد.* اين مطلب در نشريه اطلاعات هفتگى روز چهارشنبه 21 تيرماه شماره 3239 درج شده است.
سهشنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۵
دو نگاه، دو رويكرد
دو نگاه، دو رويكرد
بعضي از تفاوت هاي جامعه آزاد شهروند سالار با جامعه توتاليتر
سازندهاي جامعه توتاليتر / سازندهاي جامعه آزادايدئولوژي سالاري يا ايدئولوژي محوري / خرد محوري بر پايه ميانگين خرد جمعي
تلاش براي آموزندان و تربيت افراد دلخواه / همراهي سيستم آموزشي با نيازهاي جامعه
اولويت آموزش بر پرورش يا آموزش دستوري / همراهي آموزش با پرورش
تربيت انسان هاي منفعل / تربيت شهرونداني فعال
انسان هايي تصميم پذير/ شهروندان تصميم گيرر
تمركز بر سيستم حافظه / پرورش و بستر سازي براي ظهور خلاقيت ها
انسان هاي سيستم پذير / شهروندان سيستم ساز
انسان هاي فرمان پذير/ شهروندان مشورت پذير
سيستم دستوري / سيستم ارشادي تعاملي
تقابل منافع / تعامل در منافع
در مسايل: پاك كردن صورت مساله / حل كردن مساله با روش حل مساله
در سياست خارجي: وجود هميشگي دشمن فرضي/ دوستان بالقوه
انسان هايي بهانه گير و بهانه جو و معترض/ شهرونداني نقاد
تربيت انسان هايي حساس با درجه تحمل پذيري پايين / شهرونداني نقد پذير با آستانه تحمل بالا
تربيت انسان هايي محتاط / تربيت شهرونداني ريسك پذير
متكي به غير / متكي به خود
اعتماد به نفس پايين / اعتماد به نفس بالا
انسان هايي تابع / شهرونداني مستقل
جامعه به دنبال تكليف / جامعه به دنبال حق
در روش علمي: موضوع مدار / مساله مدار
نسبتا موفق در كارهاي فردي / بسيار موفق در كارهاي جمعي و فردي
سيستم اقتصادي دولتي و دستوري/ سيستم اقتصادي با حضور بخش خصوصي
دولت مجري و متصدي/ دولت سياست گذار و ناظر
... /...
دوشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۸۵
آموزش زبان: نگاهي به استراتژي مالزي
چند سال پيش در مطلبي مي خواندم كه ماهاتير محمد در اوايل نخست وزيري نسبتا طولاني مدتش در حضور جمعي از مسوولان حوزه آموزش و پرورش ، انجمن هاي اوليا و مربيان و تصميم گيران و برنامه ريزان حوزه آموزش نكته اي با اين مضمون بيان كرد. توقع ما از خانواده ها اين است كه زبان و ادبيات مالايايي را كه سراسر عشق و شور است و بسيار بسيار غني به كودكان ما بياموزند و نه تنها بياموزند زندگي كردن با آن را بياموزند. و ما شهرونداني داشته باشيم كه اشعار شعرا، داستان هاي نويسندگان، متون ادبي و افسانه هاي مالايايي را بخوانند و با آن زندگي كنند. اما توقع ما از سيستم آموزش رسمي اين است كه دانش آموزان امروز و پژوهش گران و معلمان و سازندگان فرداي كشور ما را به زبان و علم روز آشنا كنند. ما مي خواهيم كه شهرونداني داشته باشيم كه با زبان مالايايي زندگي عاشقانه كنند و با زبان انگليسي زندگي عالمانه داشته باشند.
نگاه دوم
بررسي وضعيت مالزي در فرايند توليد، مصرف و اشاعه دانش علمي در سطح جهان و در مقايسه با كشورهاي نسبتا همتا نشان مي دهد كه كشور مالزي پيشرفت هاي شگرفي در حوزه دانش جهاني دارد. دانشگاه هاي معتبر، نسبت دانشجويان سطوح عالي، مراكز تحقيقاتي و آموزشي، مصرف سرانه اطلاعات، توليد اطلاعات، ارتباط با سازمان ها و مراكز علمي و آموزشي جهان، زيرساخت هاي اطلاعاتي، بنيان هاي فناوري، برنامه هاي توسعه همگن و فراگير، برنامه هاي پژوهشي پيشرفته و كاربردي ، درآمد سرانه ملي، توليد ناخالص ملي، رفاه نسبي عمومي، امنيت ، آزادي و .... همه و همه نشان از كشوري در حال پيشرفت و مدرن را دارد. با شاخص هاي مثبت بسيار زياد و شاخص هاي منفي بسيار كم.
نگاه سوم
دانش آموزان ايراني از سال هاي اول دوره راهنمايي شروع به آموزش زبان خارجي مي كنند. انگليسي به عنوان يك زبان خارجي و عربي به عنوان زبان ديگر آموزش داده مي شود. ارزشيابي ها حاكي از سطح كيفي و عمق بسيار كم سواد زباني دانش آموزان ايراني است. يك سوال اساسي وجود دارد و آن اين كه آيا زبان عربي زبان روز علمي و ارتباطي دنيا است. آيا نمي توان زمان بيش تري را براي آموزش صحيح و علمي زبان روز و علمي دنيا صرف كنيم و توقع يادگيري زبان عربي را ه عنوان زبان ديني از خانواده ها داشته باشيم. از سويي ديگر ارزشيابي ها به نظر نمي رسد نشانه هاي مثبتي از پيشرفت در زبان عربي ميان دانش آموزان داشته باشد. وجود تعدا بي شماري مراكز آموزشي زبان انگليسي با متدها و روش هاي متفاوت حاكي از چيست؟ اين موضوع مي توان يك تيغ دولبه باشد سواد كم زباني و نياز زياد براي ارتباط از طريق زبان علمي و ارتباطي دنيا.
نگاه چهارم
چه بايد كرد؟ كي و از كجا بايد شروع كرد؟ بينديشيم و با هم انديشي طرحي نو دراندازيم. نظرات انتقادي خود را براي ارايه در بستر انتقادي جامعه در نگاه چهارم اعلام كنيد
شنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۸۵
آيا کاغذ فراموش شدنی است؟ يا چگونه می توان به دنيای مجازی اعتمادکرد؟
به ذهنت فشار می آوری. تمام خلاقيتت را از طريق کلمات به صور گوناگون وارد محيط مجازی می کنی. شعر می گويی. داستان می نويسی. مقاله ای٬ خاطره ای٬ نوشته ای و ... . از خودت راضی هستی. حسی عميق مثل حس زايش . حس مادر بعد از فراغت. به فرزندت نگاه می کنی. جز زيبايی هيچ نمی بينی. سبک می شوی. تخليه تخليه. برای خودت هورا می کشی و در دل با نگاه سوم شخص به خودت غبطه ميخوری که ضمن دست زدن برای تو آرزوی اين را دارند که مثل تو فکر کنند. مثل تو بنويسند و ... و تو همچنان در برج عاج به خودت خسته نباشيد می گويی که توانسته ای بشريت را در ذهنياتت از طريق نوشته ای در محيط وب شريک کنی. ناگهان اتفاقی که نبايد می افتد. آب سردی روی سرت ريخته می شود. از برج عاج خودت با سر سقوط می کنی. با مخ وسط تمامی کثافت های ممکنه می افتی. خودت را نفرين می کنی. خواهر و مادر وب و محيط مجازی را مورد ملاطفت قرار می دهی. خسته می شوی. له و داغان. ذهنت کار نمی کند. تمام نوشته ات پاک شده است. کنترل زد جواب نمی دهد. کنترل وی جواب نمی دهد. بک و فوروارد مرده اند. وارد قبرستان می شوی . روی سنگ قبر خودت فاتحه می خوانی. از خلاقيت خبری نيست. انگار نه انگار چيزی بلدی. ديگر کسی برايت هورا نمی کشد. نمی توانی بشريت را در تفکراتت شريک کنی. برج عاجی وجود ندارد. از اينترنت و اينترانت و وب و امثالهم بدت می آيد. مثل يک آدم بدبخت که زير سم گله خران مانده می شوی. درمانده می شود. می خواهی از اول شروع کنی. هيچ چيز يادت نمی آيد. اينبار آفلاين کار می کنی. از ورد و زر استفاده می کنی. سعی می کنی با معدود کلماتی که يادت مانده است از اول بنويسی يا بسرايی. نمی شود که نمی شود. هر چه می نويسی انگار ابتر است. کم است. بد است. و اصلا به درد خواندن نمی خورد.
***
ول می کنی می روی آب٬ چای يا هر زهرمار ديگری را همراه با غرولند و فحش کوفتماری می کنی. ياد کاغذ می افتی. آن موجود نازنين و بی ادعا که هيچ وقت حتی اگر تو هم يادت برود او نوشته های تو را فراموش نمی کند. به خودت لعنت می فرستی که چرا ياد کاغذ نبودی. قول می دهی که از اين به بعد حواست باشد و قدر و ارزش کاغذ را بدانی. و هيچ چيزی را قبل از نوشتن بر روی کاغذ وارد محيط وب نکنی يا اصطلاحا به باد ندهی ....
***
چند روزی می گذرد .حرصت می خوابد . دوباره ذهنتی شروع به غليان می کند. می جوشد. تنت می خارد. به تکاپو می افتی. سريع سراغ آی و دی گذرواژه ات می روی. شروع به نوشتن و سرودن می کنی. تمام می شود . سبک می شوی. يک حس تخليه و سبکی و راحتی. از بالای برج عاج به پايين نگاه می کنی. ناگهان خيس می شوی... و روز از نو و روزی از نو ...
دوشنبه، خرداد ۲۲، ۱۳۸۵
ما به مكزيك نباختيم
1 . برنامه عمل و سياست هاي كلان ورزش كشور در حوزه فوتبال چيست؟ آيا طراحي شده است؟ اگر بله توسط چه كساني و با چه رويكردي؟ اگر خير چرا؟
2. استراتژي ورزشي ما در دانش افزايي مربيان و بازيكنان و مسلح كردن آن ها به دانش روز جهاني چيست؟
3. اصول حاكم بر استخدام مربيان خارجي و داخلي در سطوح ملي چيست؟
4. تعيين سطوح روابط ورزشي كشور در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي بر عهده چه نهادي است؟ اصول آن چيست؟ تا چه ميزان تابع زد و بندهاي سياسي است؟
5. تعين و انتخاب بازيكنان چه ملاك هايي دارد؟
6. افق برنامه عمل ما در رشته فوتبال كجا است؟ ( به كجا مي خواهيم برسيم)
علاوه بر اين موارد يك تيم حقيقت ياب بايستي در صدد يافتن پاسخ هايي قانع كننده براي افكار عمومي – البته اگر براي آن ارزشي قايل باشيم- در خصوص موارد زير باشد.
آيا بازيكنان تيم ملي واقعا با نگرش ملي انتخاب شده اند.
آيا مربيان تيم با نگرش ملي انتخاب شده اند؟
آيا با صرف همين ميزان هزينه در سطح مربيان صاحب نام خارجي و داخلي نمي توان گزينه هاي بهتري براي تيم انتخاب كرد.
نقش شاهرخي و فركي در تيم چيست؟ چه تاثيري در روند تكامل تيم ملي داشته يا دارند؟
آيا براي انتخاب مربيان داخلي گزينه هاي مناسب تري وجود ندارد؟
دلايل به كارگيري بازيكنان سن گذشته و بي بازده در تيم چيست؟ بازيكناني نظير دايي، نصرتي، ميرزاپور، گل محمدي و ...
چه ميزان آزمون و خطا نياز است تا به اين درك برسيم كه وجود بعضي ازبازيكنان در تيم جز اتلاف انرژي و وقت و ضربه زدن به تيم نيست؟
آيا بعد از دهها بازي ملي و اثبات ضعف شديد دروازه بان تيم ملي در همه شاخص هاي لازم از جمله شروع مجدد، بازي سازي، جاگيري، تصميم گيري به موقع ، واكنش هاي سريع ، تسلط بر محوطه، زمين نخوردن و ... به اين نتيجه نرسده ايم كه اشتباه مي كنيم.
آيا دروازه بان هاي ديگري در كشور وجود ندارند كه شرايط حداقلي لازم براي فرصت دادن به آن ها براي حضور در تيم را داشته باشند.
آيا بازدهي نامناسب بعضي از بازيكنان صاحب نام و بي بازده ما را به فكر پيدا كردن بديل هاي مناسب بجاي آن ها نمي اندازد.
آيا علم به وجود اشكال در سيستم دفاعي در چند سال گذشته نبايستي باعث تصميم گيري مناسب ما براي رفع اين مشكل باشد؟
آيا به نظر نمي رسد بعضي از بازيكنان قبل از آن كه توان فني بازي داشته باشند منتخب بوده اند؟
مديريت مربيان چه مفهومي دارد؟ كي و كجا بايستي تعويض كرد؟ چه كساني را ؟
تقابل سياست هاي ورزشي ايران با استانداردهاي جهاني از جمله در مديريت فدارسيون ها و ... به چه مفهومي است؟
دعواهاي سياسي و ضد ورزشي نهادهاي مسوول از كجا نشات مي گيرد؟
آيا انگيزه هاي كافي براي تيم ملي وجود دارد كه بتواند حداقل نقش خود را ايفا كند؟
تاثير تنش هاي ايجاد شده سياسي در ابعاد جهاني و نگاه ديگران به ما بر ميزان تسلط روحي و رواني بازيكنان چه ميزان است؟
آيا جو اردوي تيم مناسب بوده است؟
آيا و ...آيا. ...
هزاران آياي ديگر.
به نظر مي رسد. ما در بازي مكزيك نباختيم . ما قبلا به خودمان باخته بودم. كاش لااقل يكبار به خودمان بيايم و قبل از اين كه بخواهيم پرچم مقدس سه رنگمان را برافراشته ببينيم براي آن احترام قايل باشيم. براي خودمان ارزش قايل باشيم. از اشتباهاتمان يكبار براي هميشه درس عبرت بگيريم . جام جهاني محلي براي كسب تجربه تيم ما نيست. محلي براي ارايه تجربيات ما است.
